
|
 |
بهمن کبیری پرویزی متولد 21 اسفند ماه سال 1349 است و تحصیلات خود را در مقطع لیسانس رشته مدیریت بیمه در مؤسسه آموزش عالی بیمه اکو به انجام رسانیده است، وی در حال حاضر به عنوان نماینده بیمه عمر و تشکیل سرمایه فعالیت میکند و از علایق و تفریحاتش میتوان اینترنت و دوچرخهسواری را نام برد.
وی در حال حاضر علاوه بر وبلاگ رکن پنجم دمکراسی در وبلاگ دانشجویان و دانش آموختگان مؤسسه آموزش عالی بیمه اکو و اکوبلاگ نیز مینویسد. |
بهمن کبیری پرویزی وبلاگنویسی را از سال 1380 آغاز کرد و پس از تعطیل کردن وبلاگ دانشجویان و دانشآموختگان مؤسسۀ آموزش عالی بیمه اکو (که اخیراً دوباره راهاندازی شده است)، وبلاگ رکن پنجم دمکراسی را راهاندازی کرد. او بزرگترین مشکل صنعت بیمه کشور را بیحوصلگی کادر فروش در بیان توضیحات لازم میداند و در حال حاضر مشغول نگارش کتابی در باب کانالهای توزیع خدمات با گرایش بیمه است و به ما قول داده است مقالهای مفصل درباره موسسه بیمه چارتر لندن بنویسد.
چند مقاله منتشرشده از وی را میتوانید در آدرسهای زیر بخوانید:
ارزیابی شرکتهای بیمه در اجرای برنامه توسعه تجارت الکترونیک
کدام بیمه الکترونیک؟!
خاصیت سوددهی در بیمه اسلامی حذف شده است
جای خالی فروشندگان سیار در صنعت بیمه
کاربرد فن آوری اطلاعات در تسهیل پرداخت خسارات بیمه گران-مجله الکترونیک بیمه ملت
کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه بیمه های عمر-مجله الکترونیک بیمه ملت
از چه زماني وبلاگنويسي راشروع كرديد؟ اولین عاملی که شما را به سمت وبلاگنویسی سوق داد چه بود؟ و چه عاملی انگیزه ادامه این مسیر شد؟ آیا آن انگیزه هنوز در شما وجود دارد؟ چرا وبلاگ "بیمه اکو" را تعطیل کرده و دیگر بطور مستقیم راجع به بیمه نمینویسید؟
وبلاگنویسی را از سال 1380 شروع کردم و جذابیتهای وبلاگنویسی من را به خود جلب کرد. این که بدون سانسور دیگران نظر خود را به طور مستقیم بنویسی هیجان خاصی دارد. مطالب وبلاگ دانشجویان و دانشآموختگان مؤسسۀ آموزش عالی بیمه اکو به مذاق عدهای خوش نمیآمد. برای آزمون آنان وبلاگ را برای یک سال تعطیل کردم اما به نظر میرسد که به وعدههای خود در مورد مسائل صنفی دانشجویان و دانش آموختگان مؤسسه آموزش عالی بیمه اکو عمل نشد. لذا باری دیگر این وبلاگ متولد شد. البته این وبلاگ هک شده بود و من بر این باور هستم که نیت بدنام کردن من نیز در کار بوده است.
به عنوان عضو عادی موسسه بیمه چارتر لندن در خصوص این موسسه، مزایا، نحوه ثبتنام و شرکت در آزمون، سطح زبان انگلیسی و دانش بیمه مورد نیاز، سایر پیشنیازها و ... برای خوانندگان توضیح دهید.
این مقوله خود مقاله مفصلی است که حتما و بیشائبه آن را در اختیار شما و خوانندگان قرار خواهم داد. به خصوص آن که اخیراً تغییراتی در این مورد در شرف وقوع است که نتیجه آن به زودی مشخص میشود.
چطور شد که به شغل نمایندگی فروش بیمه عمر روی آوردید و چرا شرکت بیمه سامان را برای این کار انتخاب کردید؟ آیا خودتان از بیمه عمر و سرمایهگذاری استفاده میکنید؟
بیمه عمر و تشکیل سرمایه یعنی دادن امید به بیمهشده برای دورانی که به راستی بیشترین دلنگرانی و دلمشغولگی را دارد. دوران بازنشستگی دورانی است که در اروپا تازه گشت و گذار شروع میشود در حالی که در سرزمین ما تازه کار دوم شروع میشود به نظر من این پوشش خیال ما را در دوران بازنشستگی راحت میکند. من نیز از این پوشش استفاده میکنم.
طبق آخرین آمار منتشره توسط سازمان بیمه مرکزی ایران 46 درصد بازار بیمه در ایران در انحصار بیمه شخص ثالث میباشد و بیمههای زندگی تنها 1/5 درصد از این بازار را به خود اختصاص دادهاند. نظر شما به عنوان یک فروشنده بیمههای عمر در خصوص این ترکیب بازار چیست؟
فروش بیمه عمر و تشکیل سرمایه سختترین کار است. کسی که میتواند بیمه عمر بفروشد هر کالای دیگری را نیز میتواند بفروشد. طرح بیمه سامان را طرح جالبی دیدم و امیدوارم در عمل نیز همینطور باشد.
فكر ميكنيد وبلاگنويسي و حضور در فضاي وبلاگستان تاثیر بیشتري بر مخاطبان و بیمهگذاران دارد یا نوشتن در روزنامهها و مجلات حرفهاي بیمهای؟ چرا؟
دقیقاً تأثیر مستقیم دارد. من این کار را بازاریابی غیرمستقیم میبینم.
به نظر شما بزرگترين مشكلي كه گریبانگیر صنعت بيمه كشور است چیست و راهكار رفع آن چيست؟
بیحوصلگی کادر فروش در بیان توضیحات لازم.
به عنوان یک کارشناس بیمه و مترجم و با توجه به کمبود شدید منابع و کتب بیمهای روز، هیچگاه تصمیم به ترجمه و چاپ کتب تخصصی بیمه گرفتهاید؟
در حال حاضر مشغول نگارش کتابی در مورد کانالهای توزیع خدمات با گرایش بیمه هستم.
تا به حال هوس كردهايد مطلب يا انتقادي جنجال برانگيز بنويسيد به نحوي كه خوانندگانتان به دو گروه موافق و مخالف تقسيم شوند و يا بطور مستقیم نحوه عملكرد شركت بيمهاي را به چالش بكشيد؟
من مطالب را به طور اصولی و علمی تحلیل میکنم و اهل ایجاد جنگ نیستم اما گاهی مطالب من جنگ و جدل لفظی ایجاد میکند.
تا به حال برايتان پيش آمده در يك مجلس مهماني رسمی حضور داشته باشيد و يكي از حاضرين پس از اطلاع ازشغل شما، دست در جيب برده، كارت بيمه شخص ثالثش را درآورد و راجع به بيمه اتومبيلش و يا نحوه استفاده از آن سوال كند و يا از بيمه و بيمهگران انتقاد كند؟ در اين موقعيت چه عكسالعملي از خود نشان ميدهيد؟
بارها این پرسش را از من پرسیدهاند که این خود دستمایه طنزی شد که در وبسایت انجمن مجازی مدیران بیمه و ریسک درج شد.
در این موارد با سعه صدر توضیحات لازم را میدهم.
سئوال زیر را از آقای مجید حبیبی پرسیدم و ایشان پاسخ آن را به شما محول کردند: با توجه به اینکه در منوی "معرفی اعضاء" "انجمن مجازی مدیران ریسک و بیمه" با عنوان "مدیر فرهنگی انجمن" از شما یاد شده است برایمان از آقای مجید حبیبی و نحوه همکاریتان با ایشان بگوئید.
دوستی من با آقای حبیبی در محیط مجازی از دوستی من با بسیاری دیگر در محیط حقیقی محکمتر است. ما هر دو خود را منتقد و دلسوز صنعت میبینیم.
در معرفی وبلاگتان به خوانندگانتان گفتید:
"در مورد من داوری نکنید تا در مورد شما داوری نکنم"؛
"آیا نظر من در مورد شما برای شما مهم هست که نظر شما در مورد من برای من مهم باشد؟"
"عقاید من برای خودم همانقدر محترم است که عقاید شما برای خودتان محترم است."
با این مطالب میخواهید مورد نقد دیگران قرار نگیرید یا از نقد کردن دیگران طفره بروید؟ فکر نمیکنید نقد (البته از نوع سازنده) و نقدپذیری ضمن ایجاد فرصت تفکر مجدد برای فرد و موجبات پیشرفت وی را فراهم میکند؟
مطالبی که به آن استناد کردید پاسخی است به تمام منتقدین بینام و نشانی که خود را محور میبینند. تلنگری است به دیگر منتقدین که اول از خود انتقاد کنند بعد از من انتقاد کنند. بارها با منتقدینی روبر شدم که وقتی خود به بوته نقد گذاشته میشوند گوئی شوک الکتریکی به آنان وصل کرده اند.
در پاسخ به اين كامنت چه ميكنيد؟ به خصوص زماني كه از جانب وبلاگي با موضوعي كاملاً متفاوت با موضوع وبلاگ شما باشد.
"وبلاگ خوبي داري، به من هم سر بزن، با تبادل لينك موافقي؟"
این پیام صرفاً حاکی از آن است که محتوای وبلاگ را نمیخوانند. بلافاصله رتبه وبلاگشان را چک میکنم که اغلب رتبه کمی دارند.
برای شمارههای بعدی "رو در رو با فعالان بيمه" چه شخص یا اشخاصی را پیشنهاد مینمائید؟
عبدالله آستین
هر چه میخواهد دل تنگت بگو ...!
همه را در وبلاگ فریاد خواهم کشید.